یادم میآید که در ۱۳۹۷ در یک اتاق جلسه دولتی در والتا نشسته بودم و نگاه میکردم به اتاقی پر از وکلا، قانونگذاران و بنیانگذاران بلاکچین که تلاش میکردند برای فناوریای که اکثرشان هرگز از آن استفاده نکرده بودند قانون بنویسند.
مالتا در حال تلاش برای انجام کاری بود که هرگز انجام نشده بود: یک چارچوب قانونی جامع برای فناوریهای دفتر کل توزیع شده. بنیانگذاران آن اتاق باهوش، پرشور و واقعاً در حال ساختن چیزی جدید بودند. اما در زیر آن خوشبینی، مرتباً همان الگو را میدیدم. مدلهای کسبوکار ضعیف بودند. توکنومیکس کاری را انجام میداد که قرار بود درآمد انجام دهد. استخدام از زیرساخت پیشی میگرفت.
کسی آن را بلند نگفت. چرخه رو به بالا بود. روایت قوی بود. چرا آن را قطع کنیم؟
شش سال بعد، همان الگو را میبینم که این بار در مقیاس بزرگ، در سراسر صنعت، بهطور همزمان تکمیل میشود.
در ۱۴۰۵/۰۲/۱۵، مدیرعامل Coinbase، برایان آرمسترانگ، حذف تقریباً ۷۰۰ شغل، ۱۴٪ از نیروی کار جهانی این شرکت را اعلام کرد. یادداشت دقیق، آیندهنگر و با دقت تدوین شده بود. زبان آن: شتاب مبتنی بر هوش مصنوعی، تیمهای کوچک، پایان "مدیران خالص"، سازمانی چابکتر برای آینده.
این، به نوعی، یک کلاس درس در ارتباطات شرکتی مدرن بود.
اما فقط نیمی از آن درست بود.
طی چند هفته، الگو در سراسر بخش تکرار شد. Crypto.com با استناد به یکپارچهسازی هوش مصنوعی، ۱۲٪ از نیروی کارش را کاهش داد. شرکت Block متعلق به جک دورسی تقریباً ۴۰۰۰ نقش، یعنی حدود نیمی از نیروی کارش را حذف کرد. Gemini، Algorand Foundation، OP Labs، Messari و PIP Labs. اعلامیهها با فاصلههای زمانی آمدند و از زبانی بسیار مشابه استفاده کردند. هوش مصنوعی. کارایی. تحول ساختاری.
وقتی هر شرکت در یک بخش بهطور همزمان به همان واژگان متوسل میشود، این یک تصادف نیست. این روایتی است که صنعت بدون برگزاری جلسهای بر آن توافق کرد.
زمانبندی این اعلامیهها داستانی متفاوت از یادداشتها بیان میکند.
بازارهای کریپتو در مهر ۱۴۰۴ به اوج رسیدند. حجم معاملات از آن زمان در حال کاهش بوده است. ETFهای ارز دیجیتال بیتکوین قویترین جریان ورودی سال ۱۴۰۵ را در اردیبهشت ثبت کردند، سپس در یک هفته تقریباً ۱ میلیارد دلار از دست دادند. سرمایهگذاری خطرپذیر فینتک ۳۳٪ بهصورت متوالی از سهماهه چهارم ۱۴۰۴ تا سهماهه اول ۱۴۰۵ کاهش یافت و از ۱۷.۸ میلیارد دلار به ۱۲ میلیارد دلار رسید. آگهیهای شغلی کریپتو در دیماه ۱۴۰۴ به تقریباً ۶.۵ در روز فروپاشید، کاهشی حدود ۸۰٪ نسبت به سال قبل.
هوش مصنوعی هیچکدام از اینها را ایجاد نکرد. یک بازار در حال انقباض این کار را کرد.
آنچه هوش مصنوعی ارائه داد چیزی بود که از نظر استراتژیک برای یک مدیرعامل ارزشمندتر از کارایی بود: روایتی آیندهنگر برای پیوست کردن به یک تصمیم گذشتهنگر. "ما از یک بازار نزولی عقبنشینی نمیکنیم. برای آینده بازسازی میشویم." این داستانی تمیزتر و قابلدفاعتر است از: "ما در طول رالل صعودی بیش از حد استخدام کردیم، تعداد نیروی کار را بر اساس قیمت توکن به جای درآمد ساختیم، و حالا بازار صورتحساب را ارائه میدهد."
میخواهم صریح باشم، هوش مصنوعی واقعی است. این فناوری بهطور اساسی نحوه عملکرد سازمانهای ناب و خوبادارهشده را تغییر خواهد داد. اما یکی دانستن یک اصلاح ضروری بازار با یک تحول استراتژیک مبتنی بر هوش مصنوعی، بنیانگذاران و اپراتورهایی را که بیشترین نیاز را به خواندن دقیق این لحظه دارند گمراه میکند.
این سومین بازتنظیم ساختاری است که در این صنعت مشاهده کردهام. هر کدام همان مسیر را طی کردهاند: سرمایه سوداگرانه وارد میشود، تعداد نیروی کار فراتر از نیاز عملیاتی گسترش مییابد، توکنومیکس جایگزین مدلهای کسبوکار میشود، احساسات جامعه جایگزین تناسب محصول با بازار میشود و سپس، در نهایت، بازار درآمد میخواهد.
آنچه ۱۴۰۵ را متفاوت میکند این است که مقررات دقیقاً در همان لحظه انقباض وارد شدهاند.
قانون GENIUS اولین چارچوب فدرال استیبلکوین را در ایالات متحده ایجاد کرد که به پشتوانه ۱۰۰٪ ذخایر و مسیرهای صدور مجوز روشن نیاز دارد. قانون CLARITY در حال پیشرفت از طریق کنگره است تا ساختار بازار کریپتو را بهطور جامع تعریف کند. MiCA اکنون در سراسر اروپا اجرایی است. بریتانیا مقررات پرداخت و دارایی دیجیتال خود را در یک چارچوب منسجم واحد ادغام میکند. الزامات صدور مجوز پرداخت جهانی بهطور همزمان در چندین حوزه قضایی بازنویسی میشوند.
این یک محیط نظارتی خصمانه نیست. این، برای اولین بار در تاریخ این صنعت، یک محیط تعریفشده است.
و یک محیط نظارتی تعریفشده کاری میکند که چرخه هایپ هرگز نتوانست: شرکتهایی با زیرساخت انطباق واقعی، مدلهای درآمدی واقعی و بلوغ عملیاتی را از آنهایی که در نهایت بر روایت ساخته شده بودند جدا میکند.
موج اخراج داستان نیست. جداسازی در زیر آن اتفاق میافتد.
اینجاست که میخواهم در برابر وسوسه قطعیتر از آنچه هستم به نظر رسیدن مقاومت کنم، زیرا در طول ۲۵ سال در خدمات مالی دریافتهام که صداقت فکری برای متخصصان مفیدتر از پیشبینیهای مطمئن است.
آیا این بازتنظیم کوتاه خواهد بود؟ آیا اجرای کامل MiCA، چارچوب جدید پرداخت بریتانیا، و تصویب پیشبینیشده قانون CLARITY وضوح نهادی لازم را ایجاد میکند که سرمایه را در سهماهه سوم یا چهارم امسال به بازار بازگرداند؟ شاید. شهریورماه بهلحاظ تاریخی لحظهای بوده که بازارهای کریپتو قناعت جهتداری پیدا میکنند.
اما متغیرهایی وجود دارند که هیچکس در حال حاضر آنها را بهدرستی قیمتگذاری نمیکند. بیثباتی ژئوپولیتیک در خاورمیانه عدمقطعیت کلان اقتصادی را وارد میکند که مدلهای ریسک سنتی برای مدیریت آن ضعیف هستند. وزن روانی یک بازار استعداد که اینقدر شدید منقبض شده، ۸۰٪ آگهیهای شغلی کمتر در کمتر از دوازده ماه، به این معناست که بهترین افراد این صنعت بهآرامی زیر سوال میبرند که آیا باید بمانند. این نوع فرسایش اعتماد برای بازیابی بیشتر از آنچه نمودار قیمت نشان میدهد زمان میبرد.
آنچه از گذراندن چرخههای قبلی میدانم، از جمله ساختن زیرساخت در اوج رونق آخرین DLT، این است: بازتنظیم هرگز به اندازهای که از داخل احساس میشود طولانی نیست، و بهبود همیشه کسانی را پاداش میدهد که از انقباض برای ساختن زیرساخت استفاده کردند، نه آنهایی که منتظر بازگشت احساسات ماندند.
شرکتهایی که چرخه بعدی را تعریف خواهند کرد همین الان در حال ساخته شدن هستند. اغلب بهآرامی. اغلب توسط کسانی که شش ماه پیش از بازی برای بازار دست کشیدند و به جای آن شروع به ساختن برای آن کردند.
استخدام برای هایپ را متوقف کنید.
دورهای که مهمترین استخدام استراتژیک شما یک رهبر رشد جامعه، یک استراتژیست روایت، یا یک مبشر اکوسیستم بود بازنمیگردد، حداقل نه به همان شکل، با همان حقوق، با همان وزن سازمانی که در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ داشت.
صنعت در حال بلوغ است. قانونگذاران توجه مستمر دارند. سرمایه نهادی حافظهای طولانیتر از احساسات خردهفروشی دارد. استخدام بحرانی بعدی شما تقریباً مطمئناً در انطباق، معماری حقوقی، زیرساخت پرداخت یا عملیات فنی است، نه محتوا.
با این حال، یک فرصت واقعی در این انقباض نهفته است که اکثر بنیانگذاران برای اقدام بر آن خیلی محتاط هستند. افرادی که الان Coinbase، Gemini و Crypto.com را ترک میکنند ضعیفترین کارمندان آن سازمانها نیستند. آنها اغلب اپراتورهای بسیار باتجربهای هستند که در طول چرخه قبلی زیرساخت واقعی ساختند، که هم چشمانداز فنی و هم نظارتی را درک میکنند، و که امروز به شکلی در دسترس هستند که در دوازده ماه دیگر وقتی چرخه بعدی میچرخد نخواهند بود.
اگر مدل کسبوکارتان سالم و باندوای مالیتان سالم است، این لحظه استخدام است، نه انجماد.
و اگر مدل کسبوکار شما هنوز عمدتاً به افزایش قیمت توکن، حجم معاملات سوداگرانه، یا احساسات جامعه بهعنوان مکانیزم اصلی درآمد وابسته است، پس بازسازیهایی که در شرکتهای دیگر دربارهشان میخوانید یک هشدار نیستند. آنها یک پیشنمایش هستند.
مقررات مدلهای کسبوکار خوب را نمیکشد. مشخص میکند کدامیک هرگز واقعی نبودند.
کارم را در خدمات مالی سنتی آغاز کردم، پیش از آنکه اکثر کسانی که این را میخوانند کلمه بلاکچین را شنیده باشند. شاهد بودهام که صنعت خدمات مالی اینترنت، بانکداری موبایل، بانکداری باز و اکنون داراییهای دیجیتال را جذب کرده، هر بار با همان چرخه پرشور، اصلاح، و یکپارچهسازی ساختاری نهایی.
کریپتو و Web3 متفاوت نیستند. سریعتر، پرصداتر و بیشتر توزیعشده در سطح جهانی هستند، اما دینامیک زیربنایی یکسان است. فناوریای که از یک رویارویی نظارتی جان سالم به در میبرد تبدیل به زیرساخت میشود. فناوریای که کار نکرد همیشه فقط یک معامله بود.
آنچه اکنون در حال گذراندنش هستیم پایان چرخه نیست. این لحظهای است که صنعت از یک شرطبندی بودن دست میکشد و به یک کسبوکار تبدیل میشود.
چند سال گذشته را دقیقاً در تقاطعی گذراندهام که این انتقال در آن رخ میدهد، هدایت راهاندازی محصولات، چارچوبهای نظارتی و موضعیابی بازار در سراسر اروپا، آسیا و فراتر از آن، هم در محیطهای مالی سنتی و هم کریپتو-محور. الگوهایی که توصیف میکنم نظری نیستند. در زمان واقعی آنها را میبینم که در تصمیماتی که همین الان توسط بنیانگذاران و اپراتورهایی که در کنارشان کار میکنم اتخاذ میشوند به اجرا در میآیند.
فصل بعدی که میسازم دقیقاً توسط این لحظه شکل خواهد گرفت، این اعتقاد که آنچه این صنعت اکنون نیاز دارد نه سروصدای بیشتر، بلکه قضاوت تیزتر است. اپراتورهایی که هم از راهروهای نظارتی و هم از بازارهای نزولی عبور کردهاند. کسانی که میتوانند پیچیدگی را به استراتژی، و استراتژی را به اجرا ترجمه کنند، بدون از دست دادن فوریت بنیانگذار یا انضباط اپراتور.
تنها سوالی که ارزش نشستن با آن را دارد همین الان این است که آیا یک بنیانگذار، یک سرمایهگذار، یا یک مدیر اجرایی هستید که تصمیم میگیرید چه چیزی بسازید:
آیا برای چرخهای که تازه تمام شده میسازید یا آنی که در حال شروع است؟
جوزف زامیت یک CMO و CSO بخشی است که در فینتک، کریپتو و Web3 تخصص دارد. در طول ۲۵ سال، بازاریابی و استراتژی را در تقاطع امور مالی سنتی و داراییهای دیجیتال رهبری کرده، از جمله مشارکت در چارچوب نظارتی DLT برجسته مالتا، راهاندازی اولین نئوبانک مالتا، و نقشهای گسترش جهانی در بازارهای اروپایی و آسیایی. او با بنیانگذاران، سرمایهگذاران و تیمهای رهبری که در رشد، مقررات و موضعیابی بازار در امور مالی دیجیتال هدایت میشوند کار میکند.
They Called It an AI Pivot. I've Seen This Before, And It's Something Else. در ابتدا در Coinmonks در Medium منتشر شد، جایی که مردم با برجسته کردن و پاسخ به این داستان به گفتگو ادامه میدهند.


